تبلیغات
زیارتیهــــــــــــا - رمضــــــــان
 
درباره وبلاگ


::.. با هـــــــــــــــم خاطرات دیروزمان را ورق زنـــــــــــــــــیم ..::

مدیر وبلاگ : عبدالرضا حسینی پور
نظرسنجی
کدامیک از این باغها را برای گشت و گذار بیشتر میپسندید ؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
زیارتیهــــــــــــا
::.. با هـــــــــــــــم خاطرات دیروزمان را ورق زنـــــــــــــــــیم ..::
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
شنبه 22 تیر 1392 :: نویسنده : عبدالرضا حسینی پور
اکنون که روزها و شب های خوش و معنوی ماه مبارک رمضان فرا رسیده است امیدواریم که تمام هم ولایتی های عزیزم مسرور و سلامت باشند و ماه مبارک رمضان را با حال و هوای هر چه بهتر سپری کنند .

خداوند زیارت را نگه دارد و به تمام زیارتی ها روزی حلال عطا فرماید تا هیچ کس را در این ماه پر برکت نگران نبینیم .

قدیم ها که رمضان شروع میشد زیارت رنگ و بویی متفاوت از امروز داشت همه همرنگ و هم شکل و یکدل بودند، توقعات به مسابع امروز نبود ، هندوانه ای که با آب چاه خنک می کردند اندک یخی که از مرد یخ فروش خریداری و در کلمن کوچکشان می گذاشتند و چند بشقابی ( دوری ) نشاسته که درون سفره جای داده بودند و افطاری که از گرده و قلیه ماهی ( او می ) به سفره رنگ وبویی مستانه میداد ، همسایه ها به هم سر می زدند یکی گرده ای و دیگری مقداری رطب به همسایه خود ارزانی می کرد غروب که می شد بوی افطار تمام فضای کوچمان را پر میکرد و احساس گرسنگیمان با دست پخت مادرمان دوچندان می شد یادش بخیر آتش تند تنور مادرم ، بوی خوش افطار زن همسایه مان و صوت دلنشین قرآن پدرم . صدای الله اکبر موذن فرا نرسیده بود که ما همچون روزه داران با سرعت هرچه تند تر از کوچه پس کوچه ها خودمان را بر سر سفره افطار می رساندیم ، مادربزرگ همیشه بر سر سفره دست به دعا بود وبرای سلامتی همه دعا میکرد و این چنین بود که دل ها همه را به هم نزدیک می نمود و صله  ی رحم را فراموش نمی کردند چیزی که اکنون سالهاست گرد فراموشی به خود دیده است ولی هنوز هم هستند کسانی که صله ی رحم را در حق فقرا و نیازمندان فراموش نمی کنند خداوند متعال توفیق عنایت فرماید حاج محمد مشایخ را مردی متواضع ، مردمدار و خویشتن دار که با تمام مشغله هایی که دارد هیچوقت زیارت و زیارتی را فراموش ننمود و همگان  واقفند که این مرد مومن از خود گذشتگی نموده و در تمام مراحل به نام زیارت و زیارتی بودن قشنگی بخشیده ، حسینیه اش در روزهای محرم محفل عزاداران اهل بیت و صله ی ارحامش را در ماه مبارک رمضان به دیده ، تحسین و تمجید می کنیم خداوند عمری طولانی به ایشان عطا فرماید و سایه اش همیشه مستدام باشد .

امسال زیارت از گوهری عزیز محروم است جناب حجت السلام والمسلمین سید علی اکبر رکنی حسینی که به دلیل مشغله کاری نتوانستند در جمع هم ولایتی هایش باشد امسال جای خالی او با روضه خوانی ها و محفل انس با قرآنش خالیست ، باشد که در سالهای بعد بتوانند در جمع ما حضور بیابند .

در پایان در این ماه پر خیر و برکت بر سر سفره افطار برای سلامتی هم دعا کنیم ، برای در گذشتگان مان طلب آمرزش کنیم کینه ها را از دلها بزداییم و خوب بودنمان را به رخ همدیگر بکشانیم .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 13 مرداد 1392 06:40 ب.ظ
الان هم خوشن،درستن اشوم شکلیت او زمان اش نیسن.ولات بافانوس و تش تنیر و خونه شلی وباد وبارو وپی چاله ماما و دزدرو خوشترن ولی اوشوی که با مدیر وبلاگ رفتیم زیارت رو اونبار زیرلیلا خیلی خوش بی،تامثلی که دلمو نمیت بارز اونبار واویم صدی مقاوله هم ممت،چلچل باد و سرصدی سک تریا.جناب مدیر نیم کیلو تخمک تو5دقیقه اش واکرد نبده.میگم دی تمومنا، شما نیروا خوری تخمک بشی!!!!
پنجشنبه 10 مرداد 1392 03:50 ب.ظ
یادش به خیر .قدیما، خونه میشسین خلو یخ، سوزی، خیا سرد گرم، بسنی می اوردن تو کپر .پسیندا خیلی شلوغ بی.ماه رمضان ومقاولش خیلی صفاش بی.خیلی زود گذشت.
پنجشنبه 10 مرداد 1392 03:50 ب.ظ
یادش به خیر .قدیما، خونه میشسین خلو یخ، سوزی، خیا سرد گرم، بسنی می اوردن تو کپر .پسیندا خیلی شلوغ بی.ماه رمضان ومقاولش خیلی صفاش بی.خیلی زود گذشت.
دوشنبه 7 مرداد 1392 06:27 ب.ظ
کل یوم عاشوراوکل ارض کربلا.شهادت گمنام ترین ومظلومترین سرباز اسلام رابه همولایتیهایم تسلیت میگم.کسی که در زمان خانه نشینیش وحیات سیاسیش،همواره مورد زخم زبانها وکارشکنیهای احزاب(قاعدین،ناکثین،قاسطین،مارقین) بودند.
یکشنبه 6 مرداد 1392 04:56 ب.ظ
سلام به همگی درود به هرچی زیارتی به هرکسی که خون زیارتی تو رگ هاش جریان داره .مرسی از اقای حسینی که همه رو دور هم جمع کرده تو یه صفحه زیارت ولات خوبان ولات ماما و باپیرامون بوده و هست به خودم افتخار میکنم که زیارتی هسم * 007 *
جمعه 4 مرداد 1392 04:19 ق.ظ
واقعا جای تاسف دارد,برای بعضی ها که ولات را به امون خدارها کرده,و بعد از عمری که به ولات سر می نن دوست دارن ولات آباد وشلوغ باشد,همین بی تفاوتی ها نسبت به ولات باعث کاهش شدید جمعیت در سالهای اخیر شده وهمچنین خیلی ازآداب و رسوم مربوط به روستا در حال فراموشی است نسلهای جدید تعصبی نسبت به ولات و زیارتی بودن خود ندارن
جمعه 4 مرداد 1392 01:03 ق.ظ
سلام ایشالله که سالم وتندرست باشی اخه من هر شب به عشق این که مطلب جدید گذاشتی مییام سایتو باز میکنم تا حالا من چند تا خواهش داشتم هیچ کدومش رو جواب ندادی امشب دیگه واقعا دلم گرفته بازم ممنون از نوشته های قشنگت
عبدالرضا حسینی پورسلام ممنون از لطفت فکر کنم الان شناختمت ، شرمنده بی خیال نبودم بیکار نمیشم .دوست دارم مطلب بعدی انتخابش با شما باشه و نوشتنش از من...
پنجشنبه 3 مرداد 1392 11:11 ب.ظ
می خواستم یه چیزی به عرض همه ی بازدیدکنندگان برسانم چند روز ‍‍بیش یه بیرمردی تعریف می کرد از مقابله های قدیم که وقتی زمان باغ و چین فرامی رسید وماه رمضون هم بود حاج عبدالله درباغ سید مقابله می گذاشت ومیش صالح بشت بندهای هیرونی باغ کوورویه فانوسی می گذاشتند وسط وقرآن می خوندند ومردم از باغ های اطراف می اومدند اونجا می نشستند روی بلی که یه دنیا لذت داشت خداهمشون رو بیامرزد.
چهارشنبه 2 مرداد 1392 06:06 ب.ظ
درسته مث زمان قبل نمیشه.جو روستا.جوان های ان زمان.موبایل و اس ومس نبود.همدلی وپشت هم بودن مردم. شب نشینی وبه قول زهرا خانم برق وآب نبودو روستا بکر بود. میکرد. ولی بازم ولات حال میده. مخصوصا زمستوناش
چهارشنبه 2 مرداد 1392 03:41 ب.ظ
سلام واقعا که مگه نگفتم در مورد گریگشو هم ملب بنویس
عبدالرضا حسینی پورسلام خوش آمدید...
ممنون از لطفتتون ...
همون شب مطالبی رو نوشتم که به دلیل مشغله کاری نصف و نیمه رها شد.
باشد اگرعمری باقی بود سالهای دیگه بازم شرمنده.....
چهارشنبه 2 مرداد 1392 10:22 ق.ظ
سلام. خسته نباشی.من 1 ماه پیش اومدم زیارت اصلا حال و هوای قبلا رو نداره.آخه همه دوستان اون دوره ام ازدواج کرده و از زیارت رفتن.ولی هیچ وقت اون روزا رو فراموش نمیکنم.
سه شنبه 1 مرداد 1392 04:41 ب.ظ
یادش بخیر بادخترای هم سن وسال مثل امشب میرفتیم (گلیکشو).زمانی که برق واب نبود.بابغض وگریه دارم مینویسم حتما زمستون یه سر میام ولات.
دوشنبه 31 تیر 1392 05:44 ب.ظ
خداخیرت بده.تامیتونی اززیارت بنویس.ازقدیمیا،عکس از محله هاش،کوچه هاش.کنارودرختاش.مثلاگزدرخونه زارحبیب.گل ابریشم حاج سلطان. گلکنی حاج سین.کندی...
یکشنبه 30 تیر 1392 03:07 ق.ظ
یاد معلم قران علی احمد یاد .نثار روح پاکش صلوات .خدا بیامرزدش
شنبه 29 تیر 1392 10:53 ب.ظ
سلام خسته نباشید درود بر حاج محمد مشایخ
شنبه 29 تیر 1392 05:27 ب.ظ
سلام نخودو و زهراخانم _ درود برحاج محمد و تعجبی هم نداره کارش.چرا که نو کیسه نیست.
جمعه 28 تیر 1392 12:19 ق.ظ
ای کاش دیگرافرادزیارتی که بر مال واموال دنیا سوار هستندوخبر ندارند که این مال و امول هیچ سودی برای انها ندارد بیایند بذل و بخشش را از حاج محمد مشایخ یاد بگیرند.
جمعه 28 تیر 1392 12:04 ق.ظ
سلام عرض میکنم خدمت دوست عزیزم اقای حسینی پور تشکر میکم از وبلاگ زیبایی که داری و خسته نباشید میگم به حاج محمد مشایخ که همیشه به فکر مردم روستا است....
پنجشنبه 27 تیر 1392 10:31 ب.ظ
ازکار حاج ممدمشایخ صحبت کردین.حاجی بزرگ زاده است،همیشه داشته وسیر به دنیا امده، برخلاف کسانی که با کمک امثال حاجی قدکشیده اند حالا که میتونن به میان مردم بازگردن وکمکی احیانن بکنن ولی مثل اینکه نشستن روی کرسی فراموشی می آورد وغرور وتکبر.(ممنونم ازت آی حسینی که تشکر کردی از حاجی)
پنجشنبه 27 تیر 1392 12:21 ق.ظ
یادش بخیر با پدرم میرفتیم مقاوله خدابیامرزحاج سیدعیسی.وزنه ای بود برای ولات.هرچه داریم از شان وتلاش آن مرحومه.برای خوردن نذورات وخواندن چندآیه که سهم هربچه ای بود میرفتیم مقاوله.میشمح اح هم غلط گیر مجلس بود.کاش کودک میماندیم وزمانه هم مثل ما کودک..........
چهارشنبه 26 تیر 1392 05:29 ب.ظ
بزرگوار،چرانظر منو نزدی؟اگه ایرادی داشت حداقل جواب می دادی راهنمایی می کردی. واقعا که
عبدالرضا حسینی پورسلام با عرض شرمندگی هر کاری کردم نظرتون تایید نمیشد اگه لطف کنید دوباره برام ارسال کنید ممنونتون میشم مرسی از حضورتون
چهارشنبه 26 تیر 1392 04:46 ب.ظ
سلام علیکم بچه های زیارت اماده بشن امو میت امسال همتی بشیم گدای کشو ...گدای کشو برو سر دریا بوق مامات بشو
چهارشنبه 26 تیر 1392 04:05 ب.ظ
هوووووووووووووووووم
چهارشنبه 26 تیر 1392 02:54 ب.ظ
چندتا عکس از رمضون بیل من وبلاگ تا دلتنگی از سروپکالمو بزنه در
-
دستت دردنكندبامطالب خوبت امیدوارم ازمحله شمالی همان محله نیروهاكه قدیما درزیارت سرآمدبوده بیشترمطلب و عكس بگذاری
-
یادش بخیر ماه رمضون اون دوره، یه بازی امو میكه به اسم : استخون در بوق گیا گودر بدو!!! علی احمدو( ناصری ) یك لگدای اش میزه كه هر دقیقه یه بچی گریخ وامی ، رسول حاج مح سین دسش خار كور بی!!!!
-
عورضا اگه تونستی چندتاعکس جور کنی از پیرمردا وجونا وکولیلا..از ماه رمضوونیی قبلی نمرات 2000000000 .
سه شنبه 25 تیر 1392 08:12 ق.ظ
خونه گچی پر همه چی
خونه گدا پر گی گیا
یکشنبه 23 تیر 1392 11:57 ب.ظ
خدا ازت راضی باشه
یکشنبه 23 تیر 1392 10:27 ب.ظ
عبدی نیفهمم سنی چندسی ولی بنظرم یادت بیت،شمال خونه میش نعملا موقع مقاوله جمع وامییم سی فضولی. منتظراذون بییم تاپاطیل نشا هاین دستمو وبدونیم شی بسرسی خورده....
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نمایش نظرات 1 تا 30